تبلیغات
مـــدافـــعـــان حـــرم

مـــدافـــعـــان حـــرم
قالب وبلاگ

برای دختران و زنان ایرانی که شیعه اند...
به گمانم این مادران امروزی اگر کمی و فقط کمی، عاشق شوند و البته از نوع عشق پاک آسمانی، به گمانم بتوانند زیبا زندگی کنند...
برای دختران و زنان ایرانی که شیعه اند، پیامی آسمانی دارم، بیایید مثل من عاشقی کنید ...
من هم جوانم و لبریز از آرزوهای رنگی اما؛ از روزی که عاشق مولایم مهدی شدم تا به امروز در پرده ی عفت زینبی پنهانم؛ حجاب من گوشه ای از لیلة القدر آسمانی زینب است که از ظهر عاشورا تا به امروز به امانت بر سر دارم ...
پاکدامنی ام، گوشه ای از حیای فاطمی است که از روز سوختن در خانه اش تا به امروز به امانت به دل دارم ...
غیرتم، گوشه ای از غیور بودن مولایم علی ست در زمان حضورش در زمانه ی غریب خویش ...
و اما عشقم، عشق پاکم، گوشه ای از دلدادگی ام به مولایم مهدی ست، در این دوره ی آخرالزمان ...
برای من سخت است، عشق را در صورتی و در نامی و در حضوری جز مولایم مهدی ببینم که به برکت عاشقی ام بی گناه ماندم ...
به بهانه ی حضورم در محضر عشقم در دنیا، چشم نامحرمان به سنگ میخورد با دیدنم...
قلب شان به سنگ میخورد اگر فکر ناپاکی کنند در برابرم ...
من عاشقم
عشقم؛ حقیقتی جاوید و حاضر است از ابتدای خلقت تا به امروز ...
به آنان بگویید، من بانوی شایسته ی اسلامم، که با حضورم در تکه تکه های زمین، زمین خوشحال میشود از حضورم که پاکم ...
عشق به انسانِ کاملی چون صاحبِ این زمانه، عشقی خدایی ست برای تکامل و برای عرشی شدن حتی اگر ساکن این زمین باشم ...
با عشق به مهدی می توان، زیبا بود و زیبا زندگی کرد در هر لحظه ...

لطفا برای بقیه هم دختران و زنان شیعه نیز ارسال نمایید


برای دختران و زنان ایرانی که شیعه اند...
به گمانم این مادران امروزی اگر کمی و فقط کمی، عاشق شوند و البته از نوع عشق پاک آسمانی، به گمانم بتوانند زیبا زندگی کنند...
برای دختران و زنان ایرانی که شیعه اند، پیامی آسمانی دارم، بیایید مثل من عاشقی کنید ...
من هم جوانم و لبریز از آرزوهای رنگی اما؛ از روزی که عاشق مولایم مهدی شدم تا به امروز در پرده ی عفت زینبی پنهانم؛ حجاب من گوشه ای از لیلة القدر آسمانی زینب است که از ظهر عاشورا تا به امروز به امانت بر سر دارم ...
پاکدامنی ام، گوشه ای از حیای فاطمی است که از روز سوختن در خانه اش تا به امروز به امانت به دل دارم ...
غیرتم، گوشه ای از غیور بودن مولایم علی ست در زمان حضورش در زمانه ی غریب خویش ...
و اما عشقم، عشق پاکم، گوشه ای از دلدادگی ام به مولایم مهدی ست، در این دوره ی آخرالزمان ...
برای من سخت است، عشق را در صورتی و در نامی و در حضوری جز مولایم مهدی ببینم که به برکت عاشقی ام بی گناه ماندم ...
به بهانه ی حضورم در محضر عشقم در دنیا، چشم نامحرمان به سنگ میخورد با دیدنم...
قلب شان به سنگ میخورد اگر فکر ناپاکی کنند در برابرم ...
من عاشقم
عشقم؛ حقیقتی جاوید و حاضر است از ابتدای خلقت تا به امروز ...
به آنان بگویید، من بانوی شایسته ی اسلامم، که با حضورم در تکه تکه های زمین، زمین خوشحال میشود از حضورم که پاکم ...
عشق به انسانِ کاملی چون صاحبِ این زمانه، عشقی خدایی ست برای تکامل و برای عرشی شدن حتی اگر ساکن این زمین باشم ...
با عشق به مهدی می توان، زیبا بود و زیبا زندگی کرد در هر لحظه ...

لطفا برای بقیه هم دختران و زنان شیعه نیز ارسال نمایید
...............................................................................................................................

32 سال است که چادرم رها نکرده ام 
سال 1361بود کلاس دوم  راهنمایی درس می خواندم شهر و دیارم تحت اشغال دشمن از خدا بی خبر بود و میدان کارزار .البته با همت مردمان غیور دشمن تا چند کیلومتر از شهر بیرون رانده شد .اما همچنان در زیر آتش  مستقیم  دشمن بود .مردم در روستاهای اطراف  شهر جای گرفتند .مدرسه رفتن برایم ممکن نبود .تا اینکه پدرم مرا که اولین فرزند خانواده بودم برای ادامه درسهایم به شهر دیگر خانه پدر بزرگ مادریم برد .غربت برایم خیلی سخت بود اما پدر اصرار داشت که من درس بخوانم تا روزی معلم شوم .در آن سال مربی پرورشی داشتیم خانم بی غم نام داشت .ایشان خیلی بچه هارو نصیحت می کرد .جثه من از همه بچه ها ریزتر بود و همیشه طبقه 
اول می نشستم .ایشان هر جلسه که به کلاس می آمد مسائل تازه ای رو برایمان می گفت .تا اینکه وسط های سال بود که تشویق مان کرد که بهتر است چادر بپوشیم .خیلی از خوبیهای چادر برایمان گفت .روز بعد من جزء اولین کسانی بودم که چادر پوشیدیم .چادر من یک چادر سورمه ای گلدار بود که مادرم قبلا" آن را برایم دوخته بود .خدایی خانم مربی پوشیدن چادر را به من و چند نفری که چادری شده بودیم تبریک گفت و خیلی از ما و چادرمان تعریف و تمجید کرد .از تعریف و تمجید های خانم مربی خیلی خوشحال بودم و هر روز با افتخار تمام چادر گلدارم را می پوشیدم و راهی مدرسه می شدم .سال بعد مادرم برایم یک چادر مشکی خرید .از اون سال تاکنون 31 سال است که من چادریم .راستش چادر برای من شأن و منزلت است .هرگز دوست ندارم جایی بون چادر باشم .البته این طوری هم نبوده که همیشه به خاطر پوشش چادر تشویق شوم .در بعضی وقت ها به خاطر چادر به صفاتی چون امل ،بی کلاس ،ساده و روستایی ...متهم شده ام اما همه اینهابرایم افتخار است مادامی که چادرپوشش من است .من اوج عظمت چادرم را در کلام شهیدان پیدا کرده ام و آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم .یادم نمی رود
کلام آن آزاده پر افتخار با سن و سال کمش در بند اسارت خطاب به خبرنگار بی حجاب هندی که می خواست با او مصاحبه نماید ،شرط مصاحبه اش را رعایت حجاب از طرف خبر نگار هندی عنوان کرد و خطاب به او اظهار داشت ،
ای زن از فاطمه به تو اینگونه خطاب است                که ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است 
در پایان ایزد منان را شکر گزارم که بر من منت گذاشت که در اوایل نوجوانی چادر را که یادگار حضرت زهراست به عنوان پوشش انتخاب نمایم ،حرمت چادرم را حفظ نمایم و هم اکنون هم قدر و قیمت چادرم را با هیچ چیز معامله نمی نمایم .در یک کلام بهای چادرم همنشینی در بهشت با زهرای اطهر و زینب کبری است .



..................................................................................................................




                                                                                
                                                                                 
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند                   
و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است       
، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.                              
شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط   
                                                                                    
                                                                                 



[ چهارشنبه 4 اسفند 1395 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ ریحانه زارعی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

پروردگارا در آفتاب کمرنگ زندگانیم وپیاده رویی که نمیدانم به کدامین خیابان منتهی میشود ودرتلاطم شاخه های بی برگ زیر چتری که مارا از باران مهربانت جدا می کند به دنبال نیمکتی می گردم که لبریز از رویا های کودکانه وآرامش دل های بیقرار باشد تا آنجا که بتوانم تو را در ذره ذره ی وجودم احساس می کنم
سلام دوستای گلم
ممنونم که به وبلاگ من اومدید با تبادل لینک هم موافقم
نویسندگان
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب